یه کاپو چینو یه قهوه ترک و یه میلک شیک توت فرنگی...     

((  توت فرنگی؟میلک شیک کفر!.کفر هم طعم توت فرنگیه...اخه منو یاد روزی میندازه که واسه تو میگفتم "به نظر من کفر وجود نداره".تو گفتی "به نظر من تو داری کفر میگی" و چون من یه توت فرنگی نشسته تو دهنم بود نمی تونستم جوابتو بدم...اگه تو توت فرنگیتو با آب معدنی نمیشستی من میتونستم بهت بگم توت فرنگی کثیف تو دهنمه ولی رسیدیم در خونه! ))

 

فیلم دوازده مرد خشمگین رو دیدین؟قدیمیه...                                                              

(( فیلم؟آخرین فیلمی که با هم دیدیم چی بود...  ...!جدایی نادر از سیمین.  ))

قرار بود واسم یه کاری انجام بده،ولی  یادش رفت... 

 ...

(( چیزی که تو گلوم گیر کرده بود داشت ترک برمیداشت، صدای خودم روشنیدم . میگفت " ببخشید سرویس بهداشتی کجاست؟ (البته اگه غیر بهداشتی باشه هم مشکلی نیست چون من نمیخوام برم اونجا.) 

ـ  آخر...سمت چپ ...

پاشدم و چیزی که تو گلوم گیر کرده بود از چشمام ریخت بیرون...  ))

از وقتی کسوف کردی کافر شدم گاهی اوقات بیشتر دلم برای باغچه میسوزه.

 

نوشته شده توسط نوشا در جمعه ۲۴ تیر ۱۳۹۰ |