(( توت فرنگی؟میلک شیک کفر!.کفر هم طعم توت فرنگیه...اخه منو یاد روزی میندازه که واسه تو میگفتم "به نظر من کفر وجود نداره".تو گفتی "به نظر من تو داری کفر میگی" و چون من یه توت فرنگی نشسته تو دهنم بود نمی تونستم جوابتو بدم...اگه تو توت فرنگیتو با آب معدنی نمیشستی من میتونستم بهت بگم توت فرنگی کثیف تو دهنمه ولی رسیدیم در خونه! ))
فیلم دوازده مرد خشمگین رو دیدین؟قدیمیه...
(( فیلم؟آخرین فیلمی که با هم دیدیم چی بود... ...!جدایی نادر از سیمین. ))
قرار بود واسم یه کاری انجام بده،ولی یادش رفت...
...
(( چیزی که تو گلوم گیر کرده بود داشت ترک برمیداشت، صدای خودم روشنیدم . میگفت " ببخشید سرویس بهداشتی کجاست؟ (البته اگه غیر بهداشتی باشه هم مشکلی نیست چون من نمیخوام برم اونجا.)
ـ آخر...سمت چپ ...
پاشدم و چیزی که تو گلوم گیر کرده بود از چشمام ریخت بیرون... ))
از وقتی کسوف کردی کافر شدم گاهی اوقات بیشتر دلم برای باغچه میسوزه.
گوینده رادیویی که راننده آژانس گوش میکرد ،به اینجا که رسید "لاشه ی دختر شل شد ولخت شد و دستهای پیرزن ول ماند و درد و نگاه زخم خورده ی دختر مرد وتلاش و پیچ تاب و ترس تنهایی همراه بچه و جفت و شر شر خون بیرون ریختند و نعره ی بچه سیاهی خونین را شست.پیرزن بچه و جفت را گذاشت و شتابزده پاشد رفت تو آلونک."
هنوز نفسمو بیرون نداده بودم که راننده آژانس درومد که:این روزها هم همه میزن تو سر مردا!